السيد الطباطبائي
211
مجموعه رسائل ( فارسى )
ناميده مىشوند . از اينجا وازآنچه گذشت معناى اين سخن روشن مىشود كه علوم داراى سه جزء هستند : موضوعات ، مسائل - كه محمولاتى هستند كه اثبات مىشوند - ومبادى . مبادى يا خود به خود ، بيّن هستند و يا نظرى هستند ؛ مبادى بيّن ، « علوم متعارف » ناميده مىشوند . و اقدم علوم متعارف اين قضيه است كه : سلب وايجاب نه باهم صادق مىآيند و نه باهم تكذيب مىشوند ، زيرا هر مطلب نظرى وضرورى به اين قضيه بازگشت دارد ، و به همين دليل ، به اين مطلب در برهان تصريح نمىشود ، همانطور كه جز هنگام مخاطبه با معاند به شكل قياس تصريح نمىشود . از اينجاروشن مىشود كه هيچ برهانى جز از طريق استثنا تمام نمىشود و آن قياس استثنايى است كه براول اوايل مشتمل است . « 1 » اما مبادى نظرى درجايى ديگر ، يعنى درعلمى ديگر ، تبيين مىشوند و در علمى كه مبدأ آن هستند بر سبيل تسليم وضع مىگردند ، اگر چنين مبادىاى به هنگام استعمال با انكار متعلم مواجه باشند ، « مصادرات » ناميده مىشوند و گرنه ، « اصول موضوعه » ناميده مى شوند ؛ اما اينكه چرا اينطور است ، به زودى پس از اين مورد بحث قرار مىدهيم . اينك به تفصيل اجزاى علوم باز مىگرديم و مى گوييم : همانطور كه گفتهاند موضوعات مسائل يا عين موضوع علم اند ، يا عارض ذاتى موضوع علماند ، يا نوعى از موضوع علم و يا جزئى ازموضوع علم هستند ، كه از آن جهت كه جزءاند مساوى موضوع علم نيستند ، و در اين صورت هر چند خود به خود از
--> ( 1 ) . هر مطلب نظرى ، ناگزير به يك مطلب بديهى بازگشت دارد ، و تمام بديهيات به اين اصل امتناع تناقض ، كه بديهىترين بديهيات است بازگشت مىكنند . مفاد اصل امتناع تناقض ، اين است كه : « سلب و ايجاب يك شىء واحد ، در زمان واحد ، از يك جهت واحد ، محال است » . به عبارت ديگر ، تمام براهين بر اين اصل اساسى استوار هستند ؛ و از آنجا كه طبق اين اصل در برهانها ، يك طرف « سلب و ايجاب » وضع و طرف ديگر رفع مىگردد . بنابراين تمام برهانها از طريق استثنا اقامه مىشوند